اُکالیپتوس

گاه ناچیزی مرگ (چهار)

دوشنبه, ۲ دی ۱۴۰۴، ۰۲:۰۲ ب.ظ

71- به خشنودی او نخواهد رسید مگر کسی که خلاف خود کند.

72- به واردی ( تازه وارد شده‌ای )که منتظر است، اعتماد نکن.

73- در هستی هیچ نیست مگر...

74- 

75- به مسافر بی توشه اقتدا نمیشود.

76- 

77- اراده بی‌تاثیر را اعتباری نیست.

78- هر غیبتی که سودی به صاحب خود برنگرداند نامعتبر است.

79- از مردم کناره بگیر تا از تو درامان باشند نه اینکه تو از ایشان درامان باشی.

80- چه چاره از مرگ. چه چاره از غم.

81- شکیبایی به خدا را آنگاه که شکی در آن راه داشته باشد، اعتباری نیست.

82- حکمت اگر حاکم نشود بی فایده است.

83- حق خردسال را عطا کن.

84- 

85- عشقی که زوال یابد عشق نیست.

86-عطا کردن پس از خواهش بی اعتبار است.

87- آنکه خواهان سلطه بر خلق باشد خداوند دلمشغولش می‌دارد.

88- زندگی‌ام بعد ایشان نیستی‌ست.

89- صبر بر مصیبت اول صبر است، صبر دوم را اعتباری نیست.

90- همه سیاهان را به عشق تو دوست میدارم و بدر را عاشقم که همنام توست. ( بدر یار و خدمتکار وفادار ابن عربی بوده ) 

91- حقیقت از شدت آشکار بودن، پنهان شده.

92-آن را که ساکن شد، عاشقی نیست.

93- 

94- انسان، عالم صغیر است و عالم، انسان کبی.

95- آنچه با زور میشود با مهربانی هم میشود. اما آنچه با مهربانی میشود با زور نشدنی‌است.

96- خلایق در کار خداوند، اعتقادات مختلفی دارند و من به همه آنها معتقدم.

97- بر تنی که در او همت نباشد اعتماد نتوان کرد.

98- 

99- تصوّف بدون اخلاق سودی ندارد.

100- به ماندنی که در پس آن رفتن است تکیه نکن.

۰۴/۱۰/۰۲