یک کانون بامزه
یکشنبه در جلسهای شرکت کردم متعلق به فرهنگسرای رسانه. یک دورهمی بامزه که قبلش نمیدانستم قرار است چگونه باشد. در این دور همی هر کس که بود میتوانست برنامه اجرا کند و این برنامه میتوانست هرچه باشد. شعر، موسیقی،داستان،آواز، طنز و فکاهی، اجرای ساز و خلاصه هر کس هر چه در چنته داشت را میتوانست اجرا کند. از من هم پرسیدند که شما چه اجرا میکنی؟ با تعجب گفتم مرا فلان خانم به این مجلس دعوت کرده. همین و همین و در ضمن این همه هنر بالاخره مخاطب هم میخواهد.
اصلی ترین اعضای این گروه همه دکتر و مهندس و وکیل بازنشسته بودند که شعر های خودشان را خواندند. برخی هم شعر شاعران بزرگ را قرائت کردند. دو نفر هم آواز خواندند و یک آقا و یک خانم هم اجرای ساز داشتند.
یاد سریال مرد هزار چهره مهران مدیری افتادم وقتی در یک جلسه شعر خوانی شرکت کرده بود.
کلا به من که خوش گذشت مثل پنجرهای بود مملو از هوای تازه.
عضو کانالشان هم شدم. هفتگی دور هم جمع میشوند. اما من که دیگر برای این برنامه و شرکت در آن، آن هم هر هفته فرصت ندارم.