اُکالیپتوس

بامداد خمار

يكشنبه, ۱۰ آذر ۱۴۰۴، ۰۴:۰۰ ب.ظ
در پستی اینستاگرامی دیدم، آقای مجید اسلامی که بیشتر منتقد فیلم و سینما هستند و کمتر داستان کارشناسی می‌کنند،‌گفتند چون موضوع کتابهای جین آستین در مورد ازدواج و شوهر پیدا کردن است پس خاله زنکی ست. دقیقا هم همین اصطلاح را به کار بردند و بعدش اضافه کردند فقط نوشتن ادبیات گونه، آن نوشته‌ها را با ارزش کرده و بلافاصله هم برای مثال به فیلمهای یاساجیرو ازو اشاره کردند. یعنی که موضوعات فیلمهای ازو هم خاله زنکی است و فقط سبک فیلمبرداری و نحوه به تصویر درآوردن باعث ارزش آثار او شده.
 معلوم نیست آیا کسی برای موضوع بی اهمیت و بی ارزش وقت و زمان و هزینه میگذارد تا چیزی خلق کند؟ آنهم کسانی مثل آستین و ازو.
 
 این روزها خیلی ها پشت سر خانم آبیار حرف می‌زنند که بامداد خمارش بچه‌گانه است و خاله زنکی. حرفهایی که احتمالا پشت سر بامداد خمار فتانه حاج سید جوادی هم زده شده. 
به وضوح مردانی هستند که به خانم نرگس آبیار حسودی می‌کنند. چه بخواهیم چه نه این خانم زن موفقی‌ست در دنیا سینمایی ایران و البته که  منتقدها هم همیشه هستند. مشابه آنهایی که یک زمانی فیلمهای کیارستمی را معمولی و پیش‌پا افتاده می‌دانستند.

 آدمها فقط و فقط وقتی سنشان بالا برود میفهمند  که ارزشمندی برای خود خود زندگیست و این خود خود زندگی هم معمولا چیرهایی هستند ساده و عادی که از فرط پیش چشم بودن، دیده نمیشوند. مثل ماجراهای ازدواج  مثل همان که در زیر درختان زیتون هم می‌بینیم  و در کتابهای آستین یا فیلمهای ازو. یا زنان و مردان داستانهای چخوف و فکرهایی که توی سرشان می‌چرخد.

 

 خلاصه که بامداد خمار هم قشنگ است و ارزش خودش را دارد همچنانکه شهرزاد حسن فتحی یا هزار دستان علی حاتمی.
۰۴/۰۹/۱۰
آفاق آبیان

سریال

فیلم